close
تبلیغات در اینترنت
نسبت حق و تکلیف درآموزه های اسلامی



اازجمله مباحثی که در جهان کنون آن را مطرح می کنند. مسئله حق و تکلیف و نسبت بین آن دو است، بدین معنا که آیا انسان حق دارد و محق است یا مکلّف است و دارای تکلیف؟ و یا این که آدمی هم حق دارد و هم مکلّف است؟ برای بیان مسئله لازم است ابتداء حق و کاربردهای گوناگون آن را بیان کنیم و سپس مفهوم حق و تکلیف را روشن سازیم و آن گاه به بیان رابطه آن دو در پیوند با انسان بپردازیم.

حق چیست؟

حق کاربردهای مختلفی دارد و آن ها عبارتند از:

1ـ حق گاه در برابر باطل قرار می گیرد

2ـ حق در برابر ضلالت

3ـ حق در برابر هوا و هوس

4ـ حق در برابر تخلف

5 ـ حق در برابر تکلیف

بقیه نوشته در ادامه مطلب

اازجمله مباحثی که در جهان کنون آن را مطرح می کنند. مسئله حق و تکلیف و نسبت بین آن دو است، بدین معنا که آیا انسان حق دارد و محق است یا مکلّف است و دارای تکلیف؟ و یا این که آدمی هم حق دارد و هم مکلّف است؟ برای بیان مسئله لازم است ابتداء حق و کاربردهای گوناگون آن را بیان کنیم و سپس مفهوم حق و تکلیف را روشن سازیم و آن گاه به بیان رابطه آن دو در پیوند با انسان بپردازیم.

حق چیست؟

حق کاربردهای مختلفی دارد و آن ها عبارتند از:

1ـ حق گاه در برابر باطل قرار می گیرد

در این صورت حق به معنای واقعیت یا مطابقت با واقع است و باطل به معنای غیر واقعی، پنداری یا عدم مطابقت با واقع است. در قرآن کریم اغلب، حق در برابر باطل استعمال می شود و مصادیقی چون خدا، توحید، قرآن، اسلام، عدل، صدق و امثال آن را برای آن ذکر می کند، در سوره مبارکه رعد با مثال زیبایی چهره حق و باطل را برای آدمیان ترسیم کرده است: «انزل من السماء ماء فسالت اودیة بقدرها فاحتمل السیل زبداً رابیاً و ممّایوقدون علیه فی النار ابتغاء حلیة اومتاعٍ زبدٌ مثله کذلک یضرب اللّه الحق و الباطل، فاما الزبد فیذهب جفاءً و اماما ینفع الناس فیمکث فی الارض کذلک یضرب اللّه الامثال.»(1)

خدای سبحان از آسمان آبی فرستاد و از هر دره و رودخانه ای به اندازه آن ها سیلابی جاری گردید، سپس سیل بر روی خود کفی حمل کرد ـ و آن چه که برای بدست آوردن زینت آلات یا وسائل زندگی، آتش روی آن روشن می کنند نیز کف هایی مانند آن به وجود می آید ـ اما کف ها به بیرون پرتاب می شوند ولی آن چه به مردم سود می رساند (آباب یا فلز خالص) در زمین می ماند، خدای متعال این چنین مثال می زند.

در این آیه، حق را به آب و باطل را به کف روی آب تشبیه و برای هر یک نشانه هایی ذکر می کند و می گوید:

الف: حق همیشه مفید و سودمند است، هم چون آب زلال که مایه حیات و زندگی است. اما باطل بی فایده و بیهوده است. همانند کف های روی آب که نه تشنه ای را سیراب می کند و نه باعث رویش گیاهان می گردد.

ب: حق، پیوسته کم سرو صدا، متواضع، اهل عمل، پرمحتوا و سنگین وزن است. اما باطل همواره مستکبر، بالانشین و پر سر و صدا و توخالی و بی محتواست.

ج: حق مدام متکی به نفس است، اما باطل از آبروی حق مدد می گیرد و سعی می کند خود را به لباس او درآورده و از اعتبار وی استفاده کند.

بر این اساس است که پیروان باطل برای این که دیگران را اغوا کنند از پوشش و لباس حق استفاده می کنند و چهره باطل را در زیر پوشش حق کتمان می نمایند.

حضرت امیر(ع) فرمود:«فلو انّ الباطل خلص من مزاج الحق لم یخف علی المرتادین و لو ان الحق خلص من لبس الباطل انقطعت عنه السن المعاندین.»(2) اگر باطل از آمیزش با حق خالص شود بر حق جویان مخفی نخواهد ماند و اگر حق، از آمیزش باطل رهایی یابد، زبان بدگویان از آن قطع خواهد شد.

2ـ حق در برابر ضلالت

گاهی حق در برابر ضلالت به کار می رود. چنان چه فرمود: «فذلکم اللّه ربکم الحق فماذا بعد الحق الا الضلال»(3) این است پروردگار بر حق شما پس بعد از حقیقت، گمراهی نیست، این آیه در حقیقت یک راه منطقی روشن را برای شناخت باطل و ترک آن پیشنهاد می کند و آن این که، آدمی نخست باید از طریق وجدان و عقل برای شناخت حق گام بردارد و هنگامی که حق شناخته شد هرچه غیر آن و مخالف آن است گمراهی و باطل است که آدمی از طریق پیمودن آن به مقصد نمی رسد بلکه زمینه هلاکت و نابودی خود را فراهم می سازد.

3ـ حق در برابر هوا و هوس

قرآن گاهی حق را در برابر هوا به کار

از این آیه استفاده می شود که نباید حق تابع تمایلات مردم باشد. زیرا هوا و هوس های مردم معیار و ضابطه ای ندارد بلکه علاوه بر این در بسیاری از موارد به سوی زشتی ها می گراید. اگر قوانین هستی تابع این تمایلات انحرافی باشد، هرج و مرج و فساد سراسر جهان را فرا می گیرد.

 

4ـ حق در برابر تخلف

گاهی حق در برابر تخلف از مقررات حقوقی و اخلاقی به کار می رود. به این معنا اگر آدمی کاری را مطابق با مقررات حقوقی و قانونی و اخلاقی انجام داد حق است و اگر کاری را برخلاف قانون اجتماعی یا اخلاقی انجام داد خلاف است، البته این معنا و کاربرد به حق به معنای اول بازگشت می کند. زیرا قوانین و مقررات جامعه و حقایق اخلاقی به ویژه اگر برخاسته از وحی الهی باشد حق است و اگر مطابق با آن نباشد باطل است.

قرآن می فرماید: «و اشرقت الارض بنور ربّها و وضع الکتاب وجی ء بالنبیین و الشهداء و قضی بینهم بالحق و هم لایظلمون»(5) و زمین به نور پروردگار روشن می شود و نامه های اعمال را پیش می نهند و پیامبران و گواهان را حاضر می سازند و در میان آنها به حق داوری می شود و به کسی ستم نخواهد شد.

از این آیه استفاده می شود که چون خدای سبحان حاکم است و زمین به نور عدالتش روشن می باشد و نامه اعمال که بیان گر اعمال انسان است مطرح می شود و گواهان عدل و پیامبران حضور دارند، فقط به حق و در چارچوب قوانین و مقررات قضاوت می شود، از این رو در چنین دادگاهی ظلم و بیدادگری و خروج از حدود قانون معنا و مفهومی ندارد. و در جای دیگر فرمود: «و اللّه یقضی بالحق و الذین لایدعون من دونه لایقضون لشی ء»(6) و خدا به حق داوری می کند و خدایانی که بجای خدا می خوانند به چیزی داوری نمی کنند...

از این آیه نیز استفاده می شود که فقط خداست که در چارچوب حدود تعیین شده داوری می کند. اما کسانی که با خدای حقیقی کاری ندارند یا غیر خدا را محور قرار می دهند به طور طبیعی در چارچوب عدالت نبوده و لذا به حق داوری نخواهند کرد. در این موارد چهارگانه که حق در برابر باطل یا ظلالت و گمراهی و یا هوای نفس و یا تخلف از قوانین و مقررات قرار می گیرد (حق بودن) را تبیین می کند.

5 ـ حق در برابر تکلیف

گاهی حق در برابر تکلیف قرار می گیرد، در این صورت بحث می شود که آیا انسان محق است یعنی حق دارد یا مکلّف است و باید اوامر و نواهی و دستورها را به عنوان تکلیف اجرا کند.(7)

برخی حق را به چهار قسم تقسیم کرده اند:

الف: حق به عنوان امتیاز

مقررات حقوقی گاهی به افراد امتیاز می دهد و با وضع نکردن تکلیفی به فرد امتیاز می دهد شبیه امور مباح در دایره شریعت، که در این موارد انسان آزاد است که کار مباحی را انجام دهد یا انجام ندهد یا حق آزادی بیان به معنای مکلف نبودن به عدم اظهار عقیده و امتیاز جلوگیری از وارد کردن اتهام برخود با مکلف نبودن به پاسخ دادن به سؤالات دادستان.

ب: حق به عنوان مطالبه

از باب مثال طلبکار حق دارد از بدهکار حق خود را مطالبه کند و طبق مقررات حق خود را دریافت نماید.

ج: حق به عنوان اختیار

مثل این که مالکی حق دارد مال خود را ببخشد و با این تمام اختیارات و امتیازات را تغییر دهد یعنی این مالک این اختیار را دارد.

د: حق به عنوان مصونیت

از باب مثال قانون به نمایندگان مجلس این حق را داده است در اعطای وظائف نمایندگی دولت یا وزیری را مورد سؤال قرار دهد و مسائلی را بیان نماید و از او انتفاد کند. این نماینده از مصونیت برخوردار است و کسی نمی تواند او را مورد بازخواست قرار دهد.

در برابر این حق تکلیف است که فردی ملزم می شود عمل خاصی را انجام دهد و اگر آن کار را انجام ندهد مأموری می تواند به نحوی او را مجازات کند.

و به عبارت خلاصه تر می توان گفت: حق قدرتی است متکی به قانون که صاحب آن می تواند با کمک گرفتن از قانون، آن را بستاند و یا از گرفتن دیگران مانع گردد و یا حق قدرتی است که قانون به شخص عطا کرده یا نفعی است که مورد حمایت قانونی است.(8)

در این معنای پنجم حق در مفهوم (حق داشتن) است یعنی انسان ها به دلیل انسان بودن حق دارند کاری را انجام دهند یا انجام ندهند یا حقی را مطالبه کنند یا از مطالبه آن صرفنظر نمایند.

با توجه به موارد رابطه حق، اکنون به بیان حق و تکلیف و رابطه آن دو می پردازیم.

در آموزه های اسلامی حق و تکلیف دو مفهومی هستند که در برابر هم قرار می گیرند و رابطه آن دو رابطه تلازم است یعنی هرجا برای کسی بر عهده دیگری حقی ثابت شود، آن دیگری در قبال آن حق، تکلیف دارد که وظیفه ای را نسبت به صاحب حق انجام دهد. از باب مثال اگر زن و فرزند از همسر و پدر حق مطالبه نفقه دارد همسر و پدر نیز موظف است آن نفقه را ادا کند و یا اگر کسی از شخصی به عنوان طلبکار، حقی دارد بدهکار در برابر او تکلیف و وظیفه ای دارد که باید آن طلب را پرداخت کند و طلبکار نیز می تواند آن حق را از بدهکار مطالبه نماید.

و یا اگر گفته می شود «مردم بر حکومت حق دارند» یعنی حکومت موظف است آن حق را ادا کند و اگر گفته می شود «حکومت بر مردم حق یا حقوقی دارد» تعبیر دیگرش آن است که مردم نسبت به حکومت وظیفه ای دارند که باید آن را رعایت کنند.

علی ابن ابیطالب (ع) در نهج البلاغه فرمودند: «فالحق اوسع الاشیاء قی التواصف و اضیقها فی التناصف، لایجری لاحد الاجری علیه و لایجری علیه الاجری له»(9) حق فراختر چیزهاست که وصف آن

پس خدای سبحان برخی از حق های خود را برای بعضی مردمان واجب داشت و آن حق ها را برابر هم نهاد و واجب شدن حقی را مقابل گزاردن حقی گذاشت و حقی بر کسی واجب نبود مگر حقی که برابر آن است گزارده شود و بزرگترین حقهایی که خدا واجب کرده است حق والی بر رعیت است و حق رعیت بر والی، که خدای سبحان آن را واجب نموده و حق هر یک را به عهده دیگری واگذار نمود و آن را موجب برقراری پیوند آنان کرد، و ارجمندی دین ایشان، پس حال رعیت نیکو نگردد جز آنگاه که والیان نیکو رفتار باشند و والیان نیکو رفتار نگردند جز آن که رعیت درستکار باشند. پس چون رعیت حق والی را بگزارد و والی حق رعیت را به جای آرد، حق میان آنان بزرگ مقدار شود و راه های دین پدیدار و نشانه های عدالت برجا و سنت چنان که باید اجرا گردد. پس کار زمانه آراسته گردد و طمع در پایداری دولت پیوسته و چشم آز دشمنان نیز بسته گردد.

از این فراز از سخنان حضرت مطالبی استفاده می شود:

1ـ حق ذاتی از آن خداست که بر بندگان خود دارد یعنی چون او خدا و مالک و خالق همه چیز و همه کس است و هستی همه عالم از اوست حقوقی را ذاتاً بر بندگان خود دارد.

2ـ حقوقی ذاتی که خدا بر بندگان دارد به مقتضای الوهیت و ربوبیتش آن را برای بعضی از مردمان علیه بعضی دیگر قرار داده است.

3ـ حقوقی که خدا برای بعضی مردمان بر بعضی دیگر قرار داده است، این حقوق متوازن و هم وزن و همسان است یعنی اگر حقی را برای یک طرف قرار داده است در مقابلش حقی هم برای طرف دیگر قرار می دهند تا با هم همسنگ شوند، وجود بعضی از این حقوق است که حقی را بر دیگری ایجاب می کند.

4ـ بزرگترین حق، حق حکومت بر مردم و مردم بر حکومت است زیرا این حقوق برای تنظیم روابط بین مردم قرار داده شده است گرچه حقوق دیگری نظیر حق پدر و مادر بر فرزندان و فرزند بر پدر و مادر و همسر بر همسر نیز وجود دارد، امام مهمترین حقوق آن هاست.

5 ـ حکمت و سرّ قرار دادن این حقوق برای حکومت در برابر مردم و مردم در برابر حکومت اموری است.

الف: همبستگی و هم دلی بین مردم و حکومت و در نتیجه استواری و استقامت حکومت برقرار می شود و امنیت در جامعه برقرار و از هرج و مرج جلوگیری می شود.

ب: این حقوق به گونه ای وضع شده است که دینشان عزّت پیدا می کند و در سایه دین عزت یافته به سعادت ابدی نائل می شوند یعنی علاوه بر آسایش زندگی و برقراری امنیت و جلوگیری از هرج و مرج، مصلحت های معنوی و اخروی نیز تأمین می شود.

6ـ از آن جایی که حاکم مسئول صلاح جامعه است باصلاح آنان مردمان نیز صلاح می یابند یعنی هرجا صلاحی است از حاکمان است و اگر فسادی هست نیز از آنان سرچشمه می گیرد.

7ـ دستگاه حکومت وقتی صالح و سامان یافته می ماند که مردم صالح بمانند و در مسئولیت ها و وظائف خودشان استقامت داشته باشند و به دیگر سخن: جامعه اصلاح نمی شود مگر این که والیان و دستگاه حکومتی صالح باشند و استقامت حاکمان به استقامت مردم بستگی دارد یعنی باید اصلاح از طریق حکومت تداوم و استمرار داشته باشد، مردم نیز سامان یافته و در راه راست استوار می مانند.

8 ـ اگر مردم و حکومت حقوق یکدیگر را رعایت کنند چند فایده دارد:

الف: حق در جامعه عزیز می شود و متقابلاً باطل ضعیف می گردد. ادای حقوق و تکالیف از سوی مردم و حکومت باعث تقویت این روحیه در بین افراد می شود و به فرهنگ عمومی جامعه تبدیل می گردد.

ب: در چنین جامعه اگر کسی بخواهد در مسیر باطل حرکت کند، جامعه به او اجازه چنین حرکتی را نمی دهد، چون بر خلاف فرهنگ پذیرفته شده جامعه است و لذا نشانه های دین پدیدار می گردد.

ج: عدالت گستری: از آن جایی که عدل و حق توأم هستند و عدالت در واقع رساندن حق به صاحب حق است، در چنین جامعه که حقوق مردم و حکومت رعایت می شود. نشانه های عدالت در سراسر جامعه ظهور پیدا می کند.

و: در پرتو عمل به وظائف، سنت های الهی در مجاری مختلف جامعه جریان خواهد یافت.

9ـ با اجرای حقوق متقابل توسط مردم و حکومت، زمانه شایسته خواهد شد و روزگار به نیکی خواهد گرایید و چنین نظامی می تواند پایدار باشد و طمع دشمنان از آن قطع گردد. زیرا مردم همگی متحد و یگانه و به سرنوشت خودشان در پرتو عزت دین علاقمند خواهند بود.

حضرت امیر در خطبه دیگری از حق خود بر مردم و مردم بر حکومت سخن می گوید و می فرماید: «ایّها الناس انّ لی علیکم حقاً و لکم علیّ حق، فاما حقکم علیّ فالنصیحة لکم و توفیر فیئکم علیکم و تعلیمکم کیلا تجهلوا و تأدیبکم کیما تعلموا. و امّا حقّی علیکم فالوفاء بالبیعة و

مردم مرا بر شما حقی است و شما را بر من حقّی، بر من است که خیرخواهی از شما دریغ ندارم و حقی را که از بیت المال دارید، بگزارم، شما را تعلیم دهم تا نادان نمانید و آداب آموزم تا بدانید.

اما حق من بر شما این است که به بیعت وفا کنید و در نهان و آشکار حق خیرخواهی ادا نمایید، چون شما را بخوانم بیایید و چون فرمان دهم بپذیرید و از عهده برآیید.

در این خطبه حضرت به حقوق متقابل حاکم و مردم می پردازد و به نکاتی اشاره می فرماید:

1ـ دریغ نورزیدن از خیرخواهی:

منظور از نصیحت و خیرخواهی در اینجا به نظر می رسد نصیحت و خیرخواهی خالصانه، همان برنامه ریزی کامل و همه جانبه برای پیشرفت و تعالی مردم در تمام جنبه های معنوی و مادی است. زیرا بهترین خیرخواهی برنامه ریزی صحیح در جهت تضمین و تأمین منافع مادی و معنوی توده مردم و با کمترین ضایعات، سبب رسیدن به کمال مطلوب باشد.

2ـ احیای عدالت اجتماعی و به کارگیری کامل بیت المال در جهت حاکم شدن عدالت اجتماعی:

وظیفه حاکم در نظام الهی آن است که اموال عمومی را به طور کامل در اختیار نیازمندان و تمام صاحبان حق قرار دهد و به امور اقتصادی و معیشت مردم سامان بخشد.

3ـ آموزش صحیح و سالم در جهت مبارزه با جهل:

یکی از حقوق مردم بر عهده حاکمان آن است که با آموزش های سالم و صحیح به مبارزه با جهل برخاسته و سطح افکار مردم را بالا ببرد و فرهنگ جامعه را تقویت کند و عامل بدبختی ها را که جهل و نادانی است ریشه کن سازد.

4ـ توجه به امر پرورش و تهذیب اخلاق و مبارزه با مفاسد اخلاقی:

تربیت و تأدیب از طریق پرورش صفات اخلاقی و مبارزه با رذایل اخلاقی تحقق پیدا می کند که در نظام اسلامی باید زمینه های تحقق آن فراهم آید.

5 ـ در بخش دیگر به وظائف مردم در برابر حاکم اشاره می کند و می فرماید:

الف: وفاداری به بیعت: وقتی امت با امام و حاکم بیعت و عهد برقرار می کند که حقوق چهارگانه پیشین را تحقق ببخشد پس بر مردم لازم است از او حمایت کنند و مانند بازویی نیرومند برای او عمل کنند و کاری برخلاف عهد و پیمان عمل نکنند.

ب: خیرخواهی در نهان و آشکار: با توجه به این که جهان محضر خداست و خدای سبحان همه جا حاضر و ناظر است در حضور و غیاب حاکم، خیرخواه او باشند نه این که مانند منافقان چند چهره در حضور با تملق و چاپلوسی، از دوستی و محبت و اخلاص سخن به میان آورند و اعلام خیرخواهی کنند، اما در پشت سر بی تفاوت باشند و یا راه خیانت و فساد را در پیش گیرند.

زیرا اگر من در همه جا حاضر نیستم اما خدای سبحان در همه جا حاضر و ناظر است و برای انسان های با ایمان حضور و غیاب حاکم تفاوتی نمی کند.

ج: گوش به فرمان بودن: در نظام اسلامی امت همگی باید، گوش به فرمان امامان خود باشند نه در برابر دعوت ها تعلل و سستی بورزند. چرا که ممکن است در اثر سستی زیان های غیرقابل جبرانی به بار آید.

د: اطاعت و پیروی عملی: ممکن است گروهی فراخوانی و دعوت امام را پذیرا باشند اما در مقابل عمل با مشاهده کارهای سخت و سنگین که حافظ منافع امت باشد. از آن فرمان اطاعت نکنند، در حالی آثار واقعی ظاهر و آشکار می شود که امت علاوه بر گوش به فرمان بودن در مقام عمل نیز اطاعت کنند.

بازگشت تکلیف به حق

با روشن شدن وجود تلازم میان حق و تکلیف و قابل تفکیک نبودن این دو معلوم می شود هرجا سخن از تکلیف به میان می آید، بدان معنا نیست که حقی در آن جا مطرح نباشد یا در جایی که از حق سخن گفته می شود، تکلیفی وجود نداشته باشد.

بنابراین گفتن این که زبان دین ، زبان تکلیف است نه زبان حق، سخنی منطقی نیست. علاوه اگر از تکالیف سخن به میان می آید و گفته می شود در نظام اسلامی، محور تکلیف است هر انسانی وظیفه دارد به تکالیف الهی در بعد فردی و اجتماعی عمل کند، باید توجه داشت که بازگشت این تکالیف به حق است. زیرا انسان از آن جهت که انسان است و دارای هویت انسانی است برای هدفی خلق شده است که همانا آن هدف نیل به کمال و قرب به خدا و تأمین سعادت ابدی اوست و حفظ هویت انسانی و نیل به هدف خلقت حق انسان است و انسان باید در پرتو تکالیف الهی و اجرای آن ها هویت واقعی و انسانی خود را حفظ و به هدف خلقت نائل گردد در غیر این صورت، آدمی زندگی را به گونه ای به پایان می برد که «اولئک کالانعام بل هم اضلّ»(12) آنان همانند چارپایان بلکه گمراهترند. از این رو خدای سبحان او را به هدایت تشریعی هدایت کرده تا این حق انسانی را اداء کند.

به دیگر سخن خدای سبحان از طریق هدایت تشریعی آدمیان را به حقوقشان آشنا کرده تا با پذیرش آن ها از فروافتادن در گرداب تباهی حفظ شود و با به کارگیری و رعایت آن حقوق به هدف خود برسد.

از این رو اگر خدا انسان را به عبادت فرا خوانده و مودّت اهل بیت را مزد رسالت پیامبر قرار داده و به انجام عمل صالح دستور داده است برای آن است که وی در پرتو آن ها حق انسانی خود را به خود ادا کند و لذا فرمود: «ان احسنتم احسنتم لانفسکم و ان اسأتم فلها»(13) یعنی نه سود اطاعت به خداوند می رسد و نه زیان معصیت دامن گیر او می شود زیرا بشر آن چه انجام می دهد مال خود اوست و به خود او برمی گردد.

 

شنبه 12 بهمن 1392
ادامه مطلب
ارسال نظر برای این مطلب
این نظر توسط هر روز آخرین خبر استخدامی را برات اس ام اس میفرستیم در تاریخ 1393/10/9 و 4:10 دقیقه ارسال شده است

سلام وقت بخیر

اگه تمایل داری هر روز آخرین اخبار استخدامی شرکت ، سازمان های دولتی را دریافت کنی

می تونی به لینک زیر جهت فعال سازی بری

http://sms.mida-co.ir/newsletter/6/estekhtam

این نظر توسط دریافت پنل رایگان به همراه خط اختصاصی با پیش شماره 50005 در تاریخ 1393/9/7 و 2:15 دقیقه ارسال شده است

باسلام خدمت شما مدیر عزیز

جهت ثبت نام پنل اس ام اس رایگان با همراه خط اختصاصی با پیش شماره 50005 می توانید به آدرس

http://50005.mida-co.ir

مراجعه نمائید.

منتظر حضور گرمتون هستیم

mida-co.ir

این نظر توسط پیشنهاد یک کسب کار هوشمندانه در تاریخ 1393/8/26 و 1:25 دقیقه ارسال شده است

با سلام خدمت شما

این پیام احتمالا آینده ی تجاری شما را متحول خواهد کرد

شما می توانید با حداقل سرمایه ی اولیه ،

صاحب جامع ترین مرکز فروشگاهی و خدماتی شهرتان شوید

جهت کسب اطلاعات بیشتر به وبسایت WWW.IBP24.ORG مراجعه نمایید

این نظر توسط سامانه پیامک در تاریخ 1393/7/2 و 1:36 دقیقه ارسال شده است

با سلام خدمت شما مدیر محترم
شما می توانید با عضویت در طرح همکاری فروش پنل و خطوط پیامکی از بازدید کننده وبلاک خود درآمد کسب کنید
ابتدا وارد آدرس زیر شوید و مراحل ثبت نام رو کامل نمائید
http://sms.mida-co.ir/hamkar
سپس وارد پنل کاربری شوید و از قسمت شبکه فروش و بازاریابی کد های مربوط به فروش پنل را در سایت خود قراردهید بعد از معرفی هر کاربر به شما 25 درصد سود فروش داده می شود
جهت کسب اطلاعات بیشتر به سایت زیر مراجعه نمائید
mida-co.ir
info@mida-co.ir

این نظر توسط سامانه پیامک در تاریخ 1393/4/20 و 3:57 دقیقه ارسال شده است

با سلام خدمت شما مدیر محترم

برای داشتن یک سامانه حرفه ای و رایگان همین حالا اقدام نمائید. سامانه sms5002.ir به شما یک پنل پیامک کاملا اختصاصی رایگان می دهد با این سامانه پنل ارتباطی جدیدی بین سایت و کاربران خود آغاز کنید. برای فعال سازی همین حالا اقدام نمائید.

جهت ثبت نام به آدرس زیر مراجعه نمائید

sms5002.ir/register.php


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
جستجو گر پیشرفته سایت



عضويت سريع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار کاربران
نام کاربری :
رمز عبور :

رمز عبور را فراموش کردم ؟
آمار مطالب آمار مطالب
کل مطالب کل مطالب : 5
کل نظرات کل نظرات : 1
آمار کاربران آمار کاربران
افراد آنلاین افراد آنلاین : 1
تعداد اعضا تعداد اعضا : 0

کاربران آنلاین کاربران آنلاین

آمار بازدید آمار بازدید
بازدید امروز بازدید امروز : 10
باردید دیروز باردید دیروز : 0
ورودی امروز گوگل ورودی امروز گوگل : 0
ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 0
بازدید هفته بازدید هفته : 11
بازدید ماه بازدید ماه : 12
بازدید سال بازدید سال : 46
بازدید کلی بازدید کلی : 643

اطلاعات شما اطلاعات شما
آِ ی پیآِ ی پی : 54.234.228.78
مرورگر مرورگر :
سیستم عامل سیستم عامل :
نظرسنجی
مطالب سایت قابل درک است؟




خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

امكانات سایت